متی ۲۱:۲۸-۳۰
۲۸
لیکن چه گمان دارید؟ شخصی را دو پسر بود. نزد نخستین آمده، گفت، ای فرزند امروز به تاکستان من رفته، به کار مشغول شو.
۲۹
در جواب گفت، نخواهم رفت. امّا بعد پشیمان گشته، برفت.
۳۰
و به دوّمین نیز همچنین گفت. او در جواب گفت، ای آقا من میروم. ولی نرفت.