Skip to content
لوقا ۷:۱۲-۱۴

لوقا ۷:۱۲-۱۴

۱۲
چون نزدیک به دروازه شهر رسید، ناگاه میّتی را که پسر یگانه بیوه زنی بود می‌بردند و انبوهی کثیر از اهل شهر، با وی می‌آمدند.
۱۳
چون خداوند او را دید، دلش بر او بسوخت و به وی گفت، گریان مباش.
۱۴
و نزدیک آمده، تابوت را لمس نمود و حاملان آن بایستادند. پس گفت، ای جوان، تو را می‌گویم برخیز.

متن کتاب مقدس: Old Persian Version (1895) · مالکیت عمومی