لوقا ۲:۴۴-۴۸
۴۴
بلکه چون گمان میبردند که او در قافله است، سفر یکروزه کردند و او را در میان خویشان و آشنایان خود میجستند.
۴۵
و چون او را نیافتند، در طلب او به اورشلیم برگشتند.
۴۶
و بعد از سه روز، او را در هیکل یافتند که در میان معلّمان نشسته، سخنان ایشان را میشنود و از ایشان سؤال همیکرد.
۴۷
و هر که سخن او را میشنید، از فهم و جوابهای او متحیّر میگشت.
۴۸
چون ایشان او را دیدند، مضطرب شدند. پس مادرش به وی گفت، ای فرزند چرا با ما چنین کردی؟ اینک، پدرت و من غمناک گشته تو را جستجو میکردیم.
Settings