Skip to content
لوقا ۱۵:۲۰-۲۴

لوقا ۱۵:۲۰-۲۴

۲۰
در ساعت برخاسته، به سوی پدر خود متوّجه شد. امّا هنوز دور بود که پدرش او را دیده، ترحّم نمود و دوان دوان آمده، او را در آغوش خود کشیده، بوسید.
۲۱
پسر وی را گفت، ای پدر به آسمان و به حضور تو گناه کرده‌ام و بعد از این لایق آن نیستم که پسر تو خوانده شوم.
۲۲
لیکن پدر به غلامان خود گفت، جامه بهترین را از خانه آورده، بدو بپوشانید و انگشتری بر دستش کنید و نعلین بر پایهایش،
۲۳
و گوساله پرواری را آورده ذبح کنید تا بخوریم و شادی نماییم.
۲۴
زیرا که این پسر من مرده بود، زنده گردید و گم شده بود، یافت شد. پس به شادی کردن شروع نمودند.
Settings

Reading Style

Typeface

Font Size 19px

Options