لوقا ۱:۸-۱۳
۸
و واقع شد که چون به نوبت فرقه خود در حضور خدا کهانت میکرد،
۹
حسب عادت کهانت، نوبت او شد که به قدس خداوند درآمده، بخور بسوزاند.
۱۰
و در وقت بخور، تمام جماعت قوم بیرون عبادت میکردند.
۱۱
ناگاه فرشته خداوند به طرف راست مذبح بخور ایستاده، بر وی ظاهر گشت.
۱۲
چون زکرّیا او را دید، در حیرت افتاده، ترس بر او مستولی شد.
۱۳
فرشته بدو گفت، ای زکریّا ترسان مباش،زیرا که دعای تو مستجاب گردیده است و زوجهات الیصابات برای تو پسری خواهد زایید و او را یحیی خواهی نامید.
Settings