داوران ۵:۲۸-۳۱
۲۸
از دریچه نگریست و نعره زد، مادر سِیسَرا ازشبكه (نعره زد): چرا ارابهاش در آمدن تأخیر میكند؟ و چرا چرخهای ارابههایش توقف مینماید؟
۲۹
خاتونهای دانشمندش در جواب وی گفتند. لیكن او سخنان خود را به خود تكرار كرد.
۳۰
آیا غنیمت را نیافته، و تقسیم نمیكنند؟ یك دختر، دو دختر برای هر مرد. و برای سِیسَرا غنیمت رختهای رنگارنگ، غنیمت رختهای رنگارنگ قلابدوزی، رخت رنگارنگ قلابدوزی دورو. بر گردنهای اسیران.
۳۱
همچنین ای خداوند جمیع دشمنانت هلاك شوند. و اما محبان او مثل آفتاب باشند، وقتی كه در قوتش طلوع میكند.» و زمین چهل سال آرامی یافت.
Settings