داوران ۳:۲۰-۲۹
۲۰
و ایهود نزد وی داخل شد و او بتنهایی در بالاخانۀ تابستانی خود مینشست. ایهود گفت: «كلامی از خدا برای تو دارم.» پس از كرسی خود برخاست.
۲۱
و ایهود دست چپ خود را درازكرده، خنجر را از ران راست خویش كشید و آن را در شكمش فرو برد.
۲۲
و دستۀ آن با تیغهاش نیز فرو رفت و پیه، تیغه را پوشانید زیرا كه خنجر را از شكمش بیرون نكشید و به فضلات رسید.
۲۳
و ایهود به دهلیز بیرون رفته، درهای بالاخانه را بر وی بسته، قفل كرد.
۲۴
و چون او رفته بود، نوكرانش آمده، دیدند كه اینك درهای بالاخانه قفل است. گفتند، یقیناً پایهای خود را در غرفۀ تابستانی میپوشاند.
۲۵
و انتظار كشیدند تا خجل شدند، و چون او درهای بالاخانه را نگشود پس كلید را گرفته، آن را باز كردند، و اینك آقای ایشان بر زمین مرده افتاده بود.
۲۶
و چون ایشان معطل میشدند، اِیهود به در رفت و از معدنهای سنگ گذشته، به سِعیرَت به سلامت رسید.
۲۷
و چون داخل آنجا شد، كَرِنّا را در كوهستان افرایم نواخت و بنیاسرائیل همراهش از كوه به زیر آمدند، و او پیش روی ایشان بود.
۲۸
و به ایشان گفت: «از عقب من بیایید زیرا خداوند ، موآبیان، دشمنان شما را به دست شما تسلیم كرده است.» پس از عقب او فرود شده، معبرهای اُرْدُنّ را پیش روی موآبیان گرفتند، و نگذاشتند كه احدی عبور كند.
۲۹
و در آن وقت به قدر دههزار نفر از موآبیان را، یعنی هر زورآور و مرد جنگی را كشتند و كسی رهایی نیافت.
Settings