Skip to content
داوران ۱۶:۱۵-۱۷

داوران ۱۶:۱۵-۱۷

۱۵
و او وی‌ را گفت‌: «چگونه‌ می‌گویی‌ كه‌ مرا دوست‌ می‌داری‌ و حال‌ آنكه‌ دل‌ تو با من‌ نیست‌. این‌ سه‌ مرتبه‌ مرا استهزا نموده‌، مرا خبر ندادی‌ كه‌ قوت‌ عظیم‌ تو در چه‌ چیز است‌.»
۱۶
و چون‌ او وی‌ را هر روز به‌ سخنان‌ خود عاجز می‌ساخت‌ و او را الحاح‌ می‌نمود و جانش‌ تا به‌ موت‌ تنگ‌ می‌شد،
۱۷
هر چه‌ در دل‌ خود داشت‌ برای‌ او بیان‌كرده‌، گفت‌ كه‌ «اُسْتُرَه‌ بر سر من‌ نیامده‌ است‌، زیرا كه‌ از رحم‌ مادرم‌ برای‌ خداوند نذیره‌ شده‌ام‌؛ و اگر تراشیده‌ شوم‌، قوتم‌ از من‌ خواهد رفت‌ و ضعیف‌ و مثل‌ سایر مردمان‌ خواهم‌ شد.»
Settings

Reading Style

Typeface

Font Size 19px

Options