ارمیا ۱:۱۱-۱۶
۱۱
پس كلام خداوند بر من نازل شده، گفت: «ای ارمیا چه میبینی؟ گفتم: «شاخهای از درخت بادام میبینم.»
۱۲
خداوند مرا گفت: «نیكو دیدی زیرا كه من بر كلام خود دیدهبانی میكنم تا آن را به انجام رسانم.»
۱۳
پس كلام خداوند بار دیگر به من رسیده، گفت: «چه چیز میبینی؟» گفتم: «دیگی جوشنده میبینم كه رویش از طرف شمال است.»
۱۴
و خداوند مرا گفت: «بلایی از طرف شمال بر جمیع سكنه این زمین منبسط خواهد شد.
۱۵
زیرا خداوند میگوید اینك من جمیع قبایل ممالك شمالی را خواهم خواند و ایشان آمده، هر كس كرسی خود را در دهنه دروازه اورشلیم و بر تمامی حصارهایش گرداگرد و به ضدّ تمامی شهرهای یهودا برپا خواهد داشت.
۱۶
و بر ایشان احكام خود را درباره همه شرارتشان جاری خواهم ساخت چونكه مرا ترك كردند و برای خدایان غیر بخور سوزانیدند و اعمال دستهای خود را سجده نمودند.
Settings