پیدایش ۲۸:۱۶-۱۹
۱۶
پس یعقوب از خواب بیدار شد و گفت: «البته یهوه در این مكان است و من ندانستم.»
۱۷
پس ترسان شده، گفت: «این چه مكان ترسناكی است! این نیست جز خانۀ خدا و این است دروازۀ آسمان.»
۱۸
بامدادان یعقوب برخاست و آن سنگی را كه زیر سر خود نهاده بود، گرفت و چون ستونی برپا داشت و روغن بر سرش ریخت.
۱۹
و آن موضع را بیتئیلنامید، لكن نام آن شهر اولاً لوز بود.
Settings