تثنیه ۴:۹-۱۴
۹
لیكن احتراز نما و خویشتن را بسیار متوجه باش، مبادا این چیزهایی را كه چشمانت دیده است فراموش كنی و مبادا اینها در تمامی ایام عمرت از دل تو محو شود، بلكه آنها را به پسرانت و پسران پسرانت تعلیم ده.
۱۰
در روزی كه در حضور یهُوَه خدای خود در حوریب ایستاده بودی و خداوند به من گفت: «قوم را نزد من جمع كن تا كلمات خود را به ایشان بشنوانم، تا بیاموزند كه در تمامی روزهایی كه برروی زمین زنده باشند از من بترسند، و پسران خود را تعلیم دهند.»
۱۱
و شما نزدیك آمده، زیر كوه ایستادید؛ و كوه تا به وسط آسمان به آتش و تاریكی و ابرها و ظلمت غلیظ میسوخت.
۱۲
و خداوند با شما از میان آتش متكلّم شد، و شما آواز كلمات را شنیدید، لیكن صورتی ندیدید، بلكه فقط آواز را شنیدید.
۱۳
و عهد خود را كه شما را به نگاه داشتن آن مأمور فرمود، برای شما بیان كرد، یعنی ده كلمه را و آنها را بر دو لوح سنگ نوشت.
۱۴
و خداوند مرا در آنوقت امر فرمود كه فرایض و احكام را به شما تعلیم دهم، تا آنها را در زمینی كه برای تصرّفش به آن عبور میكنید، بجا آورید.
Settings