دانیال ۸:۱۵-۱۹
۱۵
و چون من دانیال رؤیا را دیدم و معنی آن را طلبیدم، ناگاه شبیه مردی نزد من بایستاد.
۱۶
و آواز آدمی را از میان (نهر) اولای شنیدم كه ندا كرده، میگفت: «ای جبرائیل این مرد را از معنی این رؤیا مطلّع ساز.»
۱۷
پس او نزد جایی كه ایستاده بودم آمد و چون آمد من ترسان شده، به روی خود درافتادم و او مرا گفت: «ای پسر انسان بدانكه این رؤیا برای زمان آخر میباشد.»
۱۸
و حینی كه او با من سخن میگفت، من بر روی خود بر زمین در خواب سنگین میبودم و او مرا لمس نموده، در جایی كه بودم برپا داشت.
۱۹
و گفت: «اینك من تو را از آنچه در آخر غضب واقع خواهد شد اطّلاع میدهم زیرا كه انتها در زمان معین واقع خواهد شد.
Settings