دانیال ۲:۱-۹
۱
و در سال دوّم سلطنت نَبوْكَدْنَصَّر، نَبوْكَدْنَصَّر خوابی دید و روحش مضطرب شده، خواب از وی دور شد.
۲
پس پادشاه امر فرمود كه مجوسیان و جادوگران و فالگیران و كلدانیان را بخوانند تا خواب پادشاه را برای او تعبیر نمایند و ایشان آمده،به حضور پادشاه ایستادند.
۳
و پادشاه به ایشان گفت: «خوابی دیدهام و روحم برای فهمیدن خواب مضطرب است.»
۴
كلدانیان به زبان اَرامی به پادشاه عرض كردند كه «پادشاه تا به ابد زنده بماند! خواب را برای بندگانت بیان كن و تعبیر آن را خواهیم گفت.»
۵
پادشاه در جواب كلدانیان فرمود: «فرمان از من صادر شد كه اگر خواب و تعبیر آن را برای من بیان نكنید پارهپاره خواهید شد و خانههای شما را مزبله خواهند ساخت.
۶
و اگر خواب و تعبیرش را بیان كنید، بخششها و انعامها و اكرام عظیمی از حضور من خواهید یافت. پس خوابو تعبیرش را به من اعلام نمایید.»
۷
ایشان بار دیگر جواب داده، گفتند كه «پادشاه بندگان خود را از خواب اطلاع دهد و آن را تعبیر خواهیم كرد.»
۸
پادشاه در جواب گفت: «یقین میدانم كه شما فرصت میجویید، چون میبینید كه فرمان از من صادر شده است.
۹
لیكن اگر خواب را به من اعلام ننمایید برای شما فقط یك حكم است. زیرا كه سخنان دروغ و باطل را ترتیب دادهاید كه به حضور من بگویید تا وقتْ تبدیل شود. پس خواب را به من بگویید و خواهم دانست كه آن را تعبیر توانید نمود.»
Settings