اول پادشاهان ۱۷:۱۰-۱۱
۱۰
پس برخاسته، به صَرَفَه رفت و چون نزد دروازۀ شهر رسید، اینك بیوه زنی در آنجا هیزم برمیچید؛ پس او را صدا زده، گفت: «تمنّا اینكه جرعهای آب در ظرفی برای من بیاوری تا بنوشم.»
۱۱
و چون به جهتآوردن آن میرفت، وی را صدا زده، گفت: «لقمهای نان برای من در دست خود بیاور.»
Settings