مزامیر۱۶
Listen to this chapter
0:00
0:00
۱
{مکتوم داود} ای خدا مرا محافظت فرما، زیرا برتو توکل میدارم.
۲
خداوند را گفتم، تو خداوند من هستی. نیکویی من نیست غیر از تو.
۳
و امّا مقدّسانی که در زمیناند و فاضلان، تمامی خوشی من در ایشان است.
۴
دردهای آنانی که عقب {خدای} دیگر میشتابند، بسیار خواهد شد. هدایای خونی ایشان را نخواهم ریخت، بلکه نام ایشان را به زبانم نخواهم آورد.
۵
خداوند نصیبِ قسمت و کاسهٔ من است. تو قرعهٔ مرا نگاه میداری.
۶
خِطّههای من به جایهای خوش افتاد. میراث بَهیّ به من رسیده است.
۷
خداوند را که مرا نصیحت نمود، متبارک میخوانم. شبانگاه نیز قلبم مرا تنبیه میکند.
۸
خداوند را همیشه پیش روی خود میدارم. چونکه به دست راست من است، جنبش نخواهم خورد.
۹
از این رو دلم شادی میکند و جلالم به وجد میآید؛ جسدم نیز در اطمینان ساکن خواهد شد.
۱۰
زیرا جانم را در عالم اموات ترک نخواهی کرد، و قدوس خود را نخواهی گذاشت که فساد را بیند.
۱۱
طریق حیات را به من خواهی آموخت. به حضور تو کمال خوشی است و به دست راست تو لذتها تا ابدالآباد!
Use ← → arrow keys to navigate
Settings
Reading Style
Typeface
Font Size px
Options
Study Note