مزامیر۱۴۰
Listen to this chapter
0:00
0:00
دعای رهایی از دشمنان خیانتکار
۱
{برای سالار مغنّیان. مزمور داود} ای خداوند، مرا از مرد شریر رهایی ده و از مرد ظالم مرا محفوظ فرما!
۲
که در دلهای خود در شرارت تفکّر میکنند و تمامی روز برای جنگ جمع میشوند.
۳
دندانهای خود را مثل مار تیز میکنند و زهر افعی زیر لب ایشان است، سلاه.
۴
ای خداوند مرا از دست شریر نگاه دار، از مرد ظالم مرا محافظت فرما که تدبیر میکنند تا پایهای مرا بلغزانند.
۵
متکبّران برای من تله و ریسمانها پنهان کرده و دام به سر راه گسترده، و کمندها برای من نهادهاند، سلاه.
تأیید توکل و طلب حفاظت
۶
به خداوند گفتم، تو خدای من هستی. ای خداوند، آواز تضرّع مرا بشنو!
۷
ای یهوّه خداوند که قوّت نجات من هستی، تو سر مرا در روز جنگ پوشانیدهای.
۸
ای خداوند، آرزوهای شریر را برایش برمیاور و تدابیر ایشان را به انجام مرسان مبادا سرافراشته شوند، سلاه.
دعای داوری الهی
۹
و امّا سرهای آنانی که مرا احاطه میکنند، شرارتِ لبهای ایشان، آنها را خواهد پوشانید.
۱۰
اخگرهای سوزنده را بر ایشان خواهند ریخت، ایشان را در آتش خواهند انداخت و در ژرفیها که دیگر نخواهند برخاست.
۱۱
مرد بدگو در زمین پایدار نخواهد شد. مرد ظالم را شرارت صید خواهد کرد تا او را هلاک کند.
اطمینان به عدالت خدا
۱۲
میدانم که خداوند دادرسی فقیر را خواهد کرد و داوری مسکینان را خواهد نمود.
۱۳
هر آینه عادلان نام تو را حمد خواهند گفت و راستان به حضور تو ساکن خواهند شد.
Use ← → arrow keys to navigate
Settings
Reading Style
Typeface
Font Size px
Reading Width chars
Options
Study Note