مکاشفه ۶:۵-۶
۵
و چون مهر سوم را گشود، حیوان سوّم را شنیدم که میگوید، بیا {و ببین}! و دیدم اینک، اسبی سیاه که سوارش ترازویی بدست خود دارد.
۶
و از میان چهار حیوان، آوازی را شنیدم که میگوید، یک هشت یک گندم به یک دینار و سه هشت یک جو به یک دینار و به روغن و شراب ضرر مرسان.