مزامیر ۶۹:۱-۶
۱
{برای سالار مغنیان بر سوسنها. مزمور داود.} خدایا مرا نجات ده! زیرا آبها به جان من درآمده است.
۲
در خَلاب ژرف فرو رفتهام، جایی که نتوان ایستاد. به آبهای عمیق درآمدهام و سیل مرا میپوشاند.
۳
از فریاد خود خسته شدهام و گلوی من سوخته و چشمانم از انتظار خدا تار گردیده است.
۴
آنانی که بیسبب از من نفرت دارند، از مویهای سرم زیادهاند و دشمنانِ ناحقِ من که قصد هلاکت من دارند زورآورند. پس آنچه نگرفته بودم، رد کردم.
۵
ای خدا، تو حماقت مرا میدانی و گناهانم از تو مخفی نیست.
۶
ای خداوند یهوه صبایوت، منتظرین تو بهسبب من خجل نشوند. ای خدای اسرائیل، طالبان تو بهسبب من رسوا نگردند.
Settings