متی ۲۵:۱۰-۱۲
۱۰
و در حینی که ایشان بجهت خرید میرفتند، دامادبرسید و آنانی که حاضر بودند، با وی به عروسی داخل شده، در بسته گردید.
۱۱
بعد از آن، باکرههای دیگر نیز آمده، گفتند، خداوندا برای ما باز کن.
۱۲
او در جواب گفت، هرآینه به شما میگویم شما را نمیشناسم.