جامعه ۲:۱-۹
۱
من در دل خود گفتم: الا´ن بیا تا تو را به عیش و عشرت بیازمایم؛ پس سعادتمندی را ملاحظه نما. و اینك آن نیز بطالت بود.
۲
درباره خنده گفتم كه مجنون است و درباره شادمانی كه چه میكند.
۳
در دل خود غور كردم كه بدن خودرا با شراب بپرورم، با آنكه دل من مرا به حكمت (ارشاد نماید) و حماقت را بدست آورم تا ببینم كه برای بنیآدم چه چیز نیكو است كه آن را زیر آسمان در تمامی ایام عمر خود به عمل آورند.
۴
كارهای عظیم برای خود كردم و خانهها برای خود ساختم و تاكستانها به جهت خود غرس نمودم.
۵
باغها و فردوسها به جهت خود ساختم و در آنها هر قسم درخت میوهدار غرس نمودم.
۶
حوضهای آب برای خود ساختم تا درختستانی را كه در آن درختان بزرگ میشود، آبیاری نمایم.
۷
غلامان و كنیزان خریدم و خانهزادان داشتم و مرا نیز بیشتر از همه كسانی كه قبل از من در اورشلیم بودند، اموال از رمه و گله بود.
۸
نقره و طلا و اموال خاصّه پادشاهان و كشورها نیز برای خود جمع كردم؛ و مغنّیان و مغنّیات و لذّات بنیآدم یعنی بانو و بانوان به جهت خود گرفتم.
۹
پس بزرگ شدم و بر تمامی كسانی كه قبل از من در اورشلیم بودند برتری یافتم و حكمتم نیز با من برقرار ماند،
Settings