اول پادشاهان ۲۱:۱-۴
۱
و بعد از این امور، واقع شد كه نابوتیزْرَعِیلی، تاكستانی در یزْرَعِیل به پهلوی قصر اَخاب ، پادشاه سامره، داشت.
۲
و اَخاب ، نابوت را خطاب كرده، گفت: «تاكستان خود را به من بده تا باغِ سبزی كاری، برای من بشود زیرا نزدیك خانۀ من است، و به عوض آن تاكستانی نیكوتر از آن به تو خواهم داد، یا اگر در نظرت پسند آید قیمتش را نقره خواهم داد.»
۳
نابوت به اَخاب گفت: «حاشا بر من از خداوند كه ارث اجداد خود را به تو بدهم.»
۴
پس اَخاب به سبب سخنی كه نابوت یزْرَعِیلی به او گفته بود، پریشان حال و مغموم شده، به خانۀ خود رفت زیرا گفته بود: «ارث اجداد خود را به تو نخواهم داد.» و بر بستر خود دراز شده، رویش را برگردانید و طعام نخورد.
Settings