اول پادشاهان ۱۲:۱-۴
۱
و رَحُبْعام به شكیم رفت زیرا كه تمامی اسرائیل به شكیم آمدند تا او را پادشاه بسازند.
۲
و واقع شد كه چون یرُبْعام بننباط شنید (و او هنوز در مصر بود كه از حضور سلیمان پادشاه به آنجا فرار كرده، و یرُبْعام در مصر ساكن میبود،
۳
و ایشان فرستاده، او را خواندند)، آنگاه یرُبْعام و تمامی جماعت اسرائیل آمدند و بهرَحُبْعام عرض كرده، گفتند:
۴
« پدر تو یوغ ما را سخت ساخت، اما تو الا´ن بندگی سخت و یوغ سنگینی را كه پدرت بر ما نهاد سبك ساز، و تو را خدمت خواهیم نمود.»
Settings