اول پادشاهان ۱:۱۱-۱۸
۱۱
و ناتان به بَتْشَبَع، مادر سلیمان، عرض كرده، گفت: «آیا نشنیدی كه اَدُنیا، پسر حَجِّیت، سلطنت میكند و آقای ما داود نمیداند.
۱۲
پس حال بیا تو را مشورت دهم تا جان خود و جان پسرت، سلیمان را برهانی.
۱۳
برو ونزد داود پادشاه داخل شده، وی را بگو كه ای آقایم پادشاه، آیا تو برای كنیز خود قسم خورده، نگفتی كه پسر تو سلیمان، بعد از من پادشاه خواهد شد؟ و او بر كرسی من خواهد نشست؟ پس چرا اَدُنیا پادشاه شده است؟
۱۴
اینك وقتی كه تو هنوز در آنجا با پادشاه سخن گویی، من نیز بعد از تو خواهم آمد و كلام تو را ثابت خواهم كرد.»
۱۵
پس بَتْشَبَع نزد پادشاه به اطاق درآمد و پادشاه بسیار پیر بود و اَبیشَك شونمیه، پادشاه را خدمت مینمود.
۱۶
و بَتْشَبَع خم شده، پادشاه را تعظیم نمود و پادشاه گفت: «تو را چه شده است؟»
۱۷
او وی را گفت: «ای آقایم تو برای كنیز خود به یهُوَه خدای خویش قسم خوردی كه پسر تو، سلیمان بعد از من پادشاه خواهد شد و او بر كرسی من خواهد نشست.
۱۸
و حال اینك اَدُنیا پادشاه شده است و آقایم پادشاه اطلاع ندارد.
Settings